سبدخرید شما خالی است!

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید                   گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز                      گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم                     گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد                گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد                گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت            گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد                گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد           گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید

در این غزل حافظ که سرشار از زیبایی است بنا بر فضای حاکم غزل در سبک عراقی معشوق مستغنی از عاشق است اما در همان استغنا نیز خواستار عشق ورزی عاشق است. در سبک عراقی عشق در حد کمال جلوه گری می کند و عاشق بر ستیغ  عشق ورزی قرار دارد.

این فضا بر غزل های حافظ نیز حکمرانی می کند و حافظ نیز که کلمات در دست او چون موم است، تصاویر این عشق ورزی را جلوه ای دیگر می بخشد.

همان گونه که آشکار است، در این مناظرۀ حافظ با معشوق، محبوب با دست عاشق را می راند و با پا او را پیش می کشد اما هم چنان استغنای خود را حفظ می کند. با این وصف تضادی آشکار در بیت آغازین با سایر ابیات به چشم می خورد؛ به این معنی در همان بیت نخست (گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید) معشوق خواهان پایان یافتن غم حافظ و در نتیجه پایان فراق است، پس یا حافظ چیره دست در روند عشق ورزی خلل ایجاد کرده است و یا باید ماجرایی دیگر در میان باشد.

در نظریه های شناختی تجربۀ حسی انسان ها در بیان مفاهیم نقشی اساسی ایفا می کنند مثلاً حس بینایی در مورد پر شدن و لبریز شدن یک ظرف موجب خلق واژه «سرآمدن» شده است، زیرا هنگام پر شدن یک ظرف به طرف بالا (سر) حرکت می کند در نتیجه معانی مختلفی را تداعی می کند که در فرهنگ لغات بیان شده است که هر کدام از آن ها نمودی از این تجربۀ مشترک انسانی است. مثلاً «سرآمدن» به معنی پایان یافتن که نوعی کامل شدن و «پر» شدن است یا معنی «یگانه» شدن که باز از همان تجربۀ پر شدن و لبریز شده است.

با استفاده از این نظریه معنی بیت هماهنگ با سایر ابیات خواهدشد

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید

  • غم کسی را داشتن به معنی مهم بودن کسی نیز هست مثلاً فلانی غم این کار را دارد، یا حافظ در جایی دیگر می فرماید «غم این کار نشاط دل مسکین من است». پس حافظ در این بیت می گوید: تو برایم مهم هستی.
  • سرآید به معنی پرشدن و لبریز شدن به کار رفته که معشوق در جواب حافظ می گوید: این غم تو یگانۀ و کامل شود یعنی اهمیت من برای تو بیشتر شود.

منبع : نگاهی بر نظریه های شناختی از محمد راسخ مهند

آخرین محصولات